کوتاه راجع به شهیدین - قسمت دوم
24 بازدید
تاریخ ارائه : 9/30/2014 6:36:00 PM
موضوع: رجال و تراجم

کوتاه راجع به شهیدین

قسمت دوم :

شهيد ثانى‏ رفع الله درجاته

نام و نسب :

فقيه عاليقدر و دانشمند بزرگوار شيعه، شيخ زين الدين بن على بن احمد عاملى جبعى، معروف به شهيد ثانى در سيزدهم شوال 911 هجرى قمرى، در خانواده علم و فقاهت زاده شد.

وى يكى از اعيان و مفاخر فقهاى نامدار شيعه و يكى از اكابر متبحرين در علوم اسلامى و يكى از استوانه‏هاى فقهى و اجتهادى در طول ادوار فقه اسلامى مى‏باشد كه از نظر آثار و بركات وجودى كم‏نظير است.

او كه در قرن دهم هجرى مى‏زيست با تلاش و كوشش خستگى ناپذير، فقه آل محمد صلى الله عليهم اجمعين را به نقاط مختلف جهان بسط و انتشار داد.

فرزندِ شهيد :

از بركات وجودى اين شخصيت بزرگوار آن است كه از وى فرزندى برومند همچون علامه بزرگوار و دانشمند پارسا و ژرف نگر، ابو منصور جمال الدين حسن( صاحب معالم) به ثمر رسيد كه آثار گرانبهايى همچون كتاب« معالم الدين في الأصول» را براى جهان شيعه به يادگار نهاد.

اين كتاب ارزشمند چند قرن است به عنوان كتاب درسى طلاب علوم دينى در حوزه علمى شيعه مورد استفاده قرار مى‏گيرد و مانند كتاب پدر، يعنى« الروضة البهية» همچنان جاويدان و پايدار است.

تحصيلات و سفرها :

1- شهيد ثانى در زمان پدر بزرگوارش، نور الدين على بن احمد، تحصيلات مقدماتى را نزد او گذراند. سپس به قريه« ميس» رفت و نزد شيخ على بن عبد العالى ميسى( متوفاى 938 هجرى قمرى) تحصيلات خود را ادامه داد و كتابهاى« شرائع الأحكام» محقّق حلى و« ارشاد» و« قواعد» علامه حلى را نزد او خواند.

او به منظور ادامه تحصيل مسافرتهاى متعددى به نقاط مختلف جهان اسلام آغاز نمود.

2- وى پس از آن به« كرك نوح» رفت و نحو و اصول فقه را نزد سيد جعفر كركى فرا گرفت و پس از اقامتى سه ساله در جبع، در سال 937 به« دمشق» مسافرت كرد و نزد شيخ محمد بن مكّى، حكيم و فيلسوف بزرگوار، پاره‏اى از كتب طب و حكمت و هيأت را قرائت نمود و در محضر درس شيخ احمد جابر شركت جست و كتاب« شاطبيه» را كه در علم قرائت و تجويد است، بر او خواند.

شهيد ثانى در دمشق كتاب« صحيح مسلم» و« صحيح بخارى» را هم نزد« شمس الدين طولون» قرائت كرد.

3- اين عالم خستگى ناپذير در سال 942 هجرى قمرى به سوى« مصر» حركت نمود.

در مصر نزد شانزده استاد برجسته و دانشمند به اندوختن ذخاير علمى در علوم عربى، اصول فقه، هندسه، معانى، بيان، عروض، منطق، تفسير و ساير علوم ديگر سرگرم شد.

4- شهيد ثانى در شوال 944 هجرى قمرى به زيارت خانه خدا موفق شد و در سال 946 هجرى هم به زيارت ائمه هدى عليهم السلام در عراق مشرّف گرديد و در خلال اين سفرها در زادگاهش، جبع به سر مى‏برد.

5- سال 948 هجرى بود كه شهيد مسافرت به« بيت المقدس» را در پيش گرفت و از محضر شيخ شمس الدين بن ابى اللطيف مقدّسى اجازه روايت گرفت سپس به موطن خود مراجعت نمود.

6- پس از آن عزم سفر به روم شرقى نمود و در سال 949 هجرى وارد قسطنطنيه گرديد.

اين دانشمند بلند همت رساله‏اى را كه راجع به ده علم بود نزد قاضى عسكر محمد بن محمد بن قاضى زاده رومى فرستاد. پس از ملاقات و انجام مذاكرات علمى بين آن دو، قاضى رومى به وى پيشنهاد كرد در هر مدرسه‏اى كه دلخواه اوست به تدريس بپردازد.

شهيد ثانى پس از استخاره،« مدرسه نوريه» بعلبك را انتخاب كرد و از سوى قاضى مزبور، اداره امور اين مدرسه به وى واگذار گشت.

7- شهيد بزرگوار پس از زيارت مراقد ائمه اطهار عليهم السلام در سال 953 هجرى به جبع بازگشت و اقامت دائمى در موطن اصلى خويش را برگزيد و در آنجا به تدريس و تأليف آثار علمى مشغول گرديد.

مرجعيت‏ :

شهيد ثانى پس از اقامت در بعلبك، در سايه شهرت علمى، مرجعيت يافت و دانشمندان فرزانه و فضلاى آن ديار، از دوردست‏ترين بلاد براى استفاضه علمى به محضر او روى مى‏آوردند و از بركات علمى و اخلاقى او بهره مى‏گرفتند.

وى در اين شهر، تدريس جامعى را آغاز كرد، به اين معنى كه چون نسبت به مذاهب پنج‏گانه جعفرى، حنفى، شافعى، مالكى و حنبلى از لحاظ آگاهى علمى كاملا محيط و مسلط بود، بر اساس تمام اين مذاهب پنج‏گانه تدريس مى‏نمود و در حقيقت فقه مقارن و عقائد تطبيقى را تدريس مى‏كرد.

توده مردم نيز بر حسب مذهب خود، پاسخ استفتاآت خويش را از محضر او دريافت مى‏كردند.

عظمت شخصيت‏ :

مرحوم خوانسارى، صاحب روضات الجنات، درباره شهيد ثانى چنين مى‏گويد: تا كنون در جمع دانشمندان بزرگ و برجسته شيعه كسى را به ياد ندارم كه از لحاظ شكوه شخصيت، سعه صدر، خوش فهمى، حسن سليقه، داشتن نظم و برنامه تحصيلى، كثرت اساتيد، ظرافت طبع، معنويت سخن و پختگى و بى نقص بودن آثار علمى به پاى او برسد، بلكه اين استاد بزرگوار در تخلق به اخلاق الهى و قرب منزلت، چنان مى‏نماياند كه تالى تلو معصوم است و بلافاصله در رده پس از معصومان عليهم السلام قرار دارد.

كار و تلاش‏ :

شهيد ثانى با داشتن چنين مقام و شخصيت برجسته علمى و فقهى، در تأمين پاره‏اى از ضروريات معاش شخصا تلاش مى‏كرد، از جمله نوشته‏اند: وقتى هوا تاريك مى‏شد و شب فرا مى‏رسيد، با الاغى كه مركب سوارى او بود به خارج شهر مى‏رفت و هيزم مورد نياز خانواده‏اش را فراهم مى‏كرد.

اساتيد :

شهيد ثانى با مسافرتهاى متعدد خود، در صدد يافتن اساتيدى بود كه بتواند بيشترين بهره‏هاى علمى را از محضر آنان به دست آورد.

او از محضر درس اكثر اساتيد برجسته در مذاهب پنجگانه اسلامى استفاده كرده و در اين جا مجال ذكر نام همه اساتيد او نيست، بنابراين به ذكر نام چند تن از آنان بسنده مى‏كنيم:

1- پدر او على بن احمد عاملى جبعى، متوفاى 925 هجرى 2- شيخ على بن عبد العالى ميسى متوفاى 938 هجرى 3- شيخ محمد بن مكى حكيم و فيلسوف بزرگ 4- سيد حسن بن جعفر كركى 5- شمس الدين طولون دمشقى حنفى 6- شيخ ابو الحسن بكرى 7- شيخ شمس الدين ابو اللطيف مقدّسى 8- ملا حسن جرجانى 9- شهاب الدين بن نجار حنبلى 10- زين الدين حرّى مالكى و استادان ديگرى كه در طىّ سفرهاى علمى خود با آنان آشنا شده و به وسيله آنها اندوخته‏هاى علمى خود را لحظه به لحظه افزوده است.

تأليفات‏ :

در أمل الآمل آمده است كه شهيد ثانى پس از شهادت، دو هزار جلد كتاب از خود به جاى گذاشت كه دويست عدد آن به خط خود شهيد بزرگوار بوده و تعدادى از آنها از آثار علمى او و مقدارى نيز از مؤلفات ديگران بوده است.

تأليفات شهيد ثانى از لحاظ تاريخ تأليف از« روض الجنان» آغاز مى‏شود و به« الروضة البهيّة» پايان مى‏گيرد، واقعا همچون روضه و بوستانى است كه هر پژوهشگر دانشهاى دينى را با مناظر دل‏انگيز خود بر سر نشاط آورده تا گم شده خود را در ميان آنها بيابد و قلب او با مشاهده هر زاويه‏اى از اين بوستان و آبشخورهاى آن سيراب گردد و نسيم ايمان و عقيده را در سطور اين تأليفات استنشاق نمايد.

برخى از آثار اين عالم بزرگوار و فقيه عاليقدر عبارتند از:

1- روض الجنان في شرح إرشاد الأذهان 2- مسالك الأفهام في شرح شرائع الإسلام 3- الفوائد العملية في شرح النفلية 4- المقاصد العلية في شرح الألفية 5- مناسك الحج الكبير و مناسك الحج الصغير 6- الروضة البهية في شرح اللّمعة الدمشقية 7- البداية في علم الدراية و شرح آن، شهيد ثانى شايد نخستين دانشمند شيعى باشد كه دست به تأليف مهمى در اين رشته زده است.

8- تمهيد القواعد الأصولية لتفريع الأحكام الشرعية 9- غنية القاصدين في اصطلاحات المحدثين 10- كتاب في الأحاديث، شامل هزار حديث كه از« مشيخه» حسن بن محبوب انتخاب شده است.

11- رسالة في الأدعية و رسالة في آداب الجمعة 12- حقائق الإيمان 13- منظومة في النحو و شرح آن 14- منية المريد في أدب المفيد و المستفيد، در آداب تعليم و تعلم كه كتابى فوق العاده مفيد در امر آموزش و تربيت مى‏باشد.

15- مسكّن الفؤاد عند فقد الأحبّة و الأولاد و تلخيص آن، كه اين كتاب را پس از حادثه از دست دادن چند فرزند، در تسلى خاطر خويش و ديگران، نگاشته است.

16- كشف الرّيبة عن أحكام الغيبة و كتب ديگر كه رقم آنها نزديك به 50 عنوان مى‏رسد.

بشارت به شهادت‏ :

شيخ حسين بن عبد الصمد حارثى، پدر شيخ بهايى مى‏گويد:« روزى بر شهيد ثانى وارد شدم و او را متفكر يافتم. او در خويشتن فرو رفته بود. علت اين حالت را از او جويا شدم، به من گفت:« برادرم! چنين مى‏پندارم كه من دومين شهيد باشم، زيرا در عالم رؤيا سيد مرتضى علم الهدى را ديدم كه مجلس ضيافتى تشكيل داده و علماء و دانشمندان اماميه و شيعه در آن شركت داشتند.

وقتى من وارد مجلس شدم، سيد مرتضى از جا برخاست و به من تهنيت گفت و دستور داد كه در كنار استاد شهيد اول بنشينم.»

شهادت‏ :

شهيد ثانى نيز مانند بسيارى از شهداى فضيلت، قربانى مطامع دنيوى فردى فرومايه گشت. فردى كه تسويه حساب خصوصى او باعث شد، چنين دانشمند با فضيلتى كشته شود.

جريان چنين بود كه:

دو نفر از مردم« جبع» براى مرافعه و محاكمه به شهيد ثانى مراجعه كردند. او نيز طبق موازين دينى و ضوابط شرعى، دعوى را فيصله داد. شخص محكوم از اين داورى به خشم آمد و نزد قاضى« صيدا» رفت و شهيد ثانى را به رافضى و شيعه بودن متهم نمود.

قاضى جريان را به سلطان سليم، حاكم روم( عثمانى) اطلاع داد و از طرف او شخصى براى دستگير كردن شهيد، مأمور گرديد، اما موفق به يافتن ايشان نشد.

سلطان سليم وزيرش« رستم پاشا» را براى دستگيرى شهيد مأمور ساخت و گفت بايد او را زنده دستگير كنى و به اينجا بياورى تا مذهب او براى ما روشن گردد.

رستم پاشا كه مطلع شد شهيد به سفر حج رفته به طرف مكه رفت و در اثناء راه مكه به شهيد ثانى رسيد و او را دستگير كرد. شهيد ثانى از او براى انجام سفر حج مهلت خواست و او هم موافقت نمود.

در راه وقتى وارد كشور روم شدند رستم پاشا به واسطه تحريك شخصى در كنار دريا استاد بزرگوار را شهيد كرد و سر بريده او را به حضور سلطان آورد. سلطان بر او برآشفت و سخت او را مورد توبيخ قرار داد.

اما خون شيخ شهيد هدر نشد و با تلاش سيد عبد الرحيم عباسى، رستم پاشا به جرم اين قتل بزرگ، محكوم به مرگ گرديد.

جريان شهادت آن بزرگوار در سال 966 هجرى قمرى رخ داد.البته بزرگانى همچون سيد محسن امين در اعيان الشيعه تاريخ شهادت ايشان را 965 هجرى دانسته‏اند مدت سه روز جسد او بر روى زمين ماند و سرانجام پيكر شريف او را به دريا افكندند.